{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلم می خواهد گاهی با خیالم سفر کنم دستهایم را به دستهایش

دلم می خواهد گاهی با خیالم سفر کنم دستهایم را به دستهایش بسپارم و از هر فکر دیگری رها شوم . با خیالم در دل سرسبزترین نقاط جهان پرسه بزنم و هیچ خسته ی راه نباشم خیال خوشم ، آرامشی عمیق به لحظه هایم بپاشد مثلا نگاهم را به کلبه ای در جنگلی سبز و خالی از هیاهو پیوند دهد . من باشم و سکوت جنگل و عشق و امنیت و گاهی رو به قاب دریا ، رو به عظمت کوهستان مرا با اشتیاق هایم رو • به رو کند کاش همه چیز را می شد سپرد دست این خیال معرکه ی دل خوش گنک قطعا بهتر می دانست کجاها را باید گشت و از چه لحظه ها و مکانهایی صرف نظر کرد آن وقت من می ماندم با دفتر و خودکاری برای نوشتن و دوربینی برای ثبت آن همه بی کرانگی گاهی دوست دارم تمام ذهنم دور و خالی باشد از همه ی جهان و به جای آن پر باشم از خیالی دلچسب و عمیق فراسوی هر آن چه که نامش زندگی است .
دیدگاه ها (۲)

آدمی گاهی در میانه‌ی این جاده‌های بی‌سرانجام،بیش از هر چیزی ...

بچه ها من کلاً آدمی‌ام که اگه کسی رو دوست داشته باشم، واقعاً...

سال‌هاست که تقویم‌ها دیگر اسم تو را ورق نمی‌زنند و ساعت‌ها د...

🌷معلم شهید🌷آن‌ها نرفتند؛فقط از هیاهوی خاک، به آرامش افلاک کو...

🌅حس غریبی دارد روزهای جمعه…🥀چند حس را با هم تجربه می‌کنی؛هم ...

آدم‌ها فکر می‌کنند رفتن، نقطه‌ی پایانِ یک رابطه است؛ اما حقی...

Hiاومدم با یه تکپارتیبا کمی کمک از هوش مصنوعی امیدوارم خوشتو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط