{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وارد عطر فروشی شد

وارد عطر فروشی شد
همه عطرها را بو کشید.
فروشنده پرسید:به دنبال چه بویی هستین؟؟
لبخندی زد و گفت : بوی یار..
فروشنده پرسید :چه بویی میدهد !!؟…
جواب داد : بوی معرفت ….


فروشنده سر به زیر انداخت وگفت : یار من عطرهای گرانقیمتی میزد …!.  
ولی 
بوی معرفت نمیداد !!…
دیدگاه ها (۵)

نقــّـــــــــاشِ خــــوبی نــــبودم …اماایـــــــــــــن رو...

از نگاه روی تو،دل سیر می‌گردد مگر؟آخر آدم با تو باشد،پیر می‌...

یه وقت‌هایی وسط حرف‌هاش یهو با یه لحن خاصی میگه : آهاا اینو ...

توفقط مال همین قلب پر احساس منیمنم آن مزرعه ی عشق تو آن داس ...

دست به كمر وسطِ آشپزخونه تو فكر بودى كه، دستى از پشت دورِ شك...

my love part 92

My professor Part:73خودمو به پیشخوان رسوندم و صاحب مغازه رو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط