{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غزل شماره

غزل شماره ۲✿


سعی کردم که شود یار ز اغیار جدا
آن نشد عاقبت و من شدم از یار جدا

از من امروز جدا می شود آن یار عزیز
همچو جانی که شود از تن بیمار جدا

گر جدا مانم ازو خون مرا خواهد ریخت
دل خون گشته جدا، دیده خونبار جدا

زیر دیوار سرایش تن کاهیده من
همچو کاهیست که افتاده ز دیوار جدا

من که یک بار بوصل تو رسیدم همه عمر
کی توانم که شوم از تو بیک بار جدا؟

دوستان، قیمت صحبت بشناسید، که چرخ
دوستان را ز هم انداخته بسیار جدا

غیر آن مه، که هلالی بوصالش نرسید
ما درین باغ ندیدیم گل از خار جدا


" هلالی جغتایی "



#شعر#نقاشی#خدا#مرضیه#عکس#طراحی#دل#خسته#غمگین#موسیقی#عکس_نوشته#کلیپ#تنهایی#ویسگون#لایک#عاشقانه#جدایی#سریال#فیلم#طبیعت#شاعر#کیدارما#ریمیکس#طبیعت#گل#کرمانشاه#آهنگ#دختر#وفا#طنز#خنده#گریه#رپ#بهار#عید#روزگار#صبر#انتظار#کوردی#محسن_لرستانی
دیدگاه ها (۰)

👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 هر دمم نیشی ز خویشی میرسد با ...

👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌ عیسی لب است یار و دم از من در...

✿ کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی ماند بدان که بر سر آن ع...

✿ تا جهان است از جهان اهل وفائی برنخاست نیک عهدی برنیامد، آ...

💏👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 از زندگی، از این همه تکرار ...

👓 ℒ♡ⓥℯॐ♥♜♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ز #دلتنگی به جانم با که گویم؟...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط