{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به قدری ساکتم حالا ؛

به قدری ساکتم حالا ؛
که انگاری ؛
درونم حکم ؛ آتش‌ بس ،
و حالِ چشم‌هایم خوب و آرام است .
به قدری ساکتم انگار ؛
میان شهر قلبم صد هزاران مُرده دارد شعر می‌گوید !
ببین ! من ساکتم ، این بغض و این آشوب ، از من نیست ...
دلم تنگ است ؟ - اصلا نیست !
کسی را دوست می‌دارم ؟ - نمی‌دارم !
رها ، آرام و معمولی ؛ شبیه کلّ آدم‌ها
میان موج‌ها چون قایقی ؛ بی سرنشینم ، بی سرانجامم ...
نه فکری در سرم دارم ،
نه عشقی در دلم ،
آرامِ آرامم ...

#نرگس_صرافیان_طوفان
دیدگاه ها (۰)

از عهد ِآدمتا من که هر دمغم بر سر ِغم می گذارمآن غمگسار ِغمگ...

تو کتاب ملت عشق یجا میگه : ساعتی دقیق تر از ساعت خدا نیست ، ...

آرام باش! درست می شود ...نه هیچ شبی و نه هیچ زمستانی دائمی ن...

دیدارت، شبیه لحظه‌ای‌ست که بعد از یک روز شلوغ، ناگهان نسیمی ...

تو را که دوست دارم،دیگر هیچ توضیحی برای این دل لازم نیست…همی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط