با واژههای تو

#با واژه‌های تو
من مرگ را محاصره کردم
در لحظه‌ای که از شش سو می‌آمد
آه این چه بود این نفس تازه باز
در ریه‌ی صبح
با من بگو چراغ حروفت را
تو از کدام صاعقه روشن کردی؟
بردی مرا بدان سوی ملکوت زمین
وین زادن دوباره
بهاری بود
امروز
احساس می‌کنم
که واژه‌های شعرم را
از روی سبزه‌های سحرگاهی
برداشته‌ام...
دیدگاه ها (۲)

#به وقت رویش سبز جوانه با من باشدلم گرفته در این بیکرانه با ...

#می‌خواهمت چنانکه شب ِ خسته خواب رامی‌جویمت چنانکه لب ِ تشنه...

#چشم مستت از غزل دیوانه میسازد مرا...

#روى قلب عاشقم ؛ پا ميگذارى مى روى.ارزو را در تمنا ؛ مى گذار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط