{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هه یادش بخیر اوایل سال من گیسیا مریم می‌رفتیم رو نیمکت صب

هه یادش بخیر اوایل سال من گیسیا مریم می‌رفتیم رو نیمکت صبا باهم حرف میزدیم میخندیدم یا موقعی که تو گروه یه ثانیه نبودیم میومدیم میدیدم ۱۰۰۰۰۰ پیام اومده اصلا چه روزایی داشتیم و قدرشو ندونستیم 😔😔😭😭😭😭💔💔💔💔💔💔
دیدگاه ها (۱)

اصن اوفففف

🤣🤣

in your eyes

گفتم شاید دلتون بخواد که هیون یعنی اکس ماری چه قیافه ای داره...

رمان نابودی پارت ۱۵

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط