پارت پانزدهم
پارت پانزدهم
جیمین : خوب دیگه باید برم هعیی
یونگی: نمیشه منم باهات بیام؟
جیمین: نباید تنهایی برم
یونگی: باشه هعی
جیمین و یونگی از همدیگه خدافظی کردن جیمین به سمت در طلایی حرکت کرد
حدود بیست مین بعد
جیمین: اممم خوب دیگه دارم میرسم خوبه
جیمین روبه روی در طلایی بود حالا وقتش بود رمز جادویی بگه تا بتونه وارد دنیای پری ها بشه
بعد از گفتن رمز جادویی
جیمین وارد دنیای پری ها شد بدون اینکه وقت هدر بده به سمت رهبر پری ها رفت
همه از دیدن جیمین خوشحال بودن و براشون عجیب بود که چطوری جیمین آنقدر زود برگشته
رهبر پری ها: اوو جیمین پسرم اومدی خون اوردی؟
جیمین: آره آوردم
رهبر پری ها: آفرین پسر تو فوقالعاده ای خون بهم بده تا معجون درست کنم قبا اینکه دیر بشه
جیمین خون به رهبر پری ها داد
رهبر پری ها شروع کرد به درست کردن مهجون جادویی وو...........
حمایت لایک و کامنت یادتون نره خوشگلا🫂✨️🌷
جیمین : خوب دیگه باید برم هعیی
یونگی: نمیشه منم باهات بیام؟
جیمین: نباید تنهایی برم
یونگی: باشه هعی
جیمین و یونگی از همدیگه خدافظی کردن جیمین به سمت در طلایی حرکت کرد
حدود بیست مین بعد
جیمین: اممم خوب دیگه دارم میرسم خوبه
جیمین روبه روی در طلایی بود حالا وقتش بود رمز جادویی بگه تا بتونه وارد دنیای پری ها بشه
بعد از گفتن رمز جادویی
جیمین وارد دنیای پری ها شد بدون اینکه وقت هدر بده به سمت رهبر پری ها رفت
همه از دیدن جیمین خوشحال بودن و براشون عجیب بود که چطوری جیمین آنقدر زود برگشته
رهبر پری ها: اوو جیمین پسرم اومدی خون اوردی؟
جیمین: آره آوردم
رهبر پری ها: آفرین پسر تو فوقالعاده ای خون بهم بده تا معجون درست کنم قبا اینکه دیر بشه
جیمین خون به رهبر پری ها داد
رهبر پری ها شروع کرد به درست کردن مهجون جادویی وو...........
حمایت لایک و کامنت یادتون نره خوشگلا🫂✨️🌷
- ۵۲۰
- ۰۵ شهریور ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط