{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلواپس گذشته مباش و غمت مباد

دلواپس گذشته مباش و غمت مباد
من سالهاست هیچ نمی آورم به یاد
بی اعتنا شدم به جهان، بی تو آنچنان
کز دیدن تو نیز نه غمگین شوم نه شاد
رسم این مگر نبود که گر آتشم زنی؛
خاکستر مرا نسپاری به دست باد؟
گفتی ببند عهد و به من اعتماد کن
نفرین به عهد بستن و لعنت به اعتماد
این زخم خورده را به ترحم نیاز نیست
خیر شما رسیده به ما، مرحمت زیاد!
دیدگاه ها (۲)

دلواپس

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست هیچ نمی آورم به یادبی...

‌‍ دلواپس گذشته مَباش و غَمَت مَبادمن سال‌هاست هیچ نمی‌آورم ...

‌دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سال‌هاست هیچ نمی‌آورم به یاد...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست هیچ نمی آورم به یادبی...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست هیچ نمی‌آورم به یادبی...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سال هاست هیچ نمی آورم به یادب...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سال هاست هیچ نمی آورم به یادب...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سال‌هاست هیچ نمی‌آورم به یادب...

دلواپس گذشته مباش و غمت مبادمن سالهاست چیزی نمی آورم به یادب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط