{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بازم برگشتن

بـازم برگشتـن..
اون حسـا، اون از خـواب پریدنـا، اون تپـش قلبـا، اون بغضـای سنگیـن، اون گریـه های بلنـد، اون تقلـا ها برای نفـس کشیـدن، اون ترسـا، اون بیخوابیـا..
همشـون برگشتـن..
دیدگاه ها (۰)

انقدر‌ فکر و خیال کردمحس می‌کنم رگای مغزم داره پاره میشه

پرسید خود را چگونه ساختی؟!+ زخم، بر زخم :)

لعنت به معده درد و سردرد ، که باهم بر علیه‌م شورش میکنن :)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط