نمیدانم

نمیدانم

نمیدانم
پائیز قرار است به
هوای
کدام عاشقانه بی تو بیاید
مگر پاییز نمیداند
نیامده
ریخته‌ام بعد رفتنت
مگر نمی بیند
اینهمه باران چشمهایم را که
هیچوقت بند نمی آید
مدتهاست خزان
بر شاخسار زندگیم شبیخون زده
نه برگی و باری باقی ست
نه جوانه ای
که اسیر دست بی‌رحم پائیز شود ...
دیدگاه ها (۲)

اسفند امسال هم دود شد....و منو واژه هایم سالی دیگر را سپری ک...

همچنان می گذرد این روزها …همچنان لحظه های سرد تنهایی میگذرد ...

ܓ♥●•٠·˙ M _ _ _i ܓ♥●•٠·˙ باور ندارم چنان لحظه های سرد تنهای...

سلام محمد

「#𝗡𝗘𝗠𝗘𝗦𓏺𝗜𝗦」 مُـجــٰازاتـگـر𝗣𝗔𝗥𝗧 : 121✦....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط