{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه بار صبح یچیزی داشت زیرلبمو گاز میگرفت

یه بار صبح یچیزی داشت زیرلبمو گاز میگرفت
دستمو اوردم رو صورتم برش داشتم به زور چشامو باز کردم دیدم سوسکه ، پرتش کردم اونور به خواب ادامه دادم🧘‍♀️
دیدگاه ها (۱۲)

یادش بخیر بچه بودم برا اسلایم جونمم میدادم

اولین سالِ باهم بودنمون ، به وقتِ ۱۴٠۵/۲/۱ .به یکی یدونه‌م ؛...

𝑝𝑎𝑟𝑡16اسم فیک:𝑗𝑖𝑚𝑖𝑛 𝑎𝑛𝑑 𝑢𝑜𝑠ℎ𝑎پرش زمانی شب~ویو جیمین:رفتم داخ...

Plan Aویو تام: اروم رفتم سمتش جوری که منو نبینه دوتا دستاشو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط