{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

(دلداده)

(دلداده)

رسیدم به خونه یونا از ماشین پیاده شدم و رفتم در زدم که به ثانیه نکشید که در باز شد و یونا ظاهر شد

یونا:ا/تی

ا/ت: یونااااااا . بریم

یونا: بریم

با یونا به سمت ماشین رفتیم وقتی نشستیم گوشی یونا زنگ خورد سوا بود یونا جواب داد

سوا: یونا

یونا: سوا

سوا: ا/ت اومد؟

یونا: آره برای چی؟

سوا: گوشی رو بده بهش

یونا گوشی رو دادی بهم

سوا: ا/تتتتتتتت

ا/ت: سوااا

سوا: ا/ت جونم میای دنبالم؟

ا/ت: آره حاضری ؟؟

سوا: هوم بدو بیا دنبالم

ا/ت: الان میام بایی

سوا: باییییییییییی 💖

گوشی رو قطع کردم و دادم یونا و حرکت کردیم به سمت خونه سوا. وقتی رسیدیم دیدیم سوا دم دره خونشونه که یه بوق زدم بدو اومد سمت ماشین سلام کردیم و رفتیم به سمت پاساژ که همیشه ازش خرید میکردیم و میکنیم

وقتی رسیدیم پیاده شدیم و من ماشین رو قفل کردم و یه تایی رفتیم داخل پاساژ

ادامه دارد...........
دیدگاه ها (۵)

فردا پارت جدید رمان رو می‌زارم 🌌

(دلداده)با دخترا کله پاساژ گشتیم که یه مغازه دیدیم که لباساش...

اسلاید اول : لباس ا/ت اسلاید دوم : ماشین ا/ت اسلاید سوم : مد...

(دلداده) م.ت: باشه تو بچه نیستی (خنده) جین:(خنده)ا/ت: چرا می...

(دلداده)ا/ت:آره شروع کردم به ناز کردن سرش تقریبا یه ۱۰ مین د...

(دلداده)اول از همه رفتم حموم و بعدش روتینم رو انجام دادم . ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط