{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بآ اینکه می دآنستم غرق خوآهم شد

بآ اینکه می دآنستم غرق خوآهم شد
بآ لبآسی پآره
در دل آب هآی خروشآن
شروع به رقصیدن کردم
درحآلی که از غرق شدن می ترسیدم....











_ محفل آبی_
دیدگاه ها (۰)

یه یادگاری بنویس ..۱۴۰۴/۴/2@ابدی

نه اون همش من نیستم....:))

می دآنستم هیچوقت مال من نخواهد شددرحال که می دانستم هیچوقت ق...

عشق را نه در طبیعت نه در اقیانوسنه در لآنه ی زنبورنه در ستآر...

~سناریو~#درخواستیوقتی داشتن آشپزی میکردن و غذا رو سپردن دسته...

عکس تئودور ونگوگ برادر و حامی ونسان ونگوگ

ژیمناست خاصپارت ۷ویو ا.تیهو بابام و دیدم و مثل چی ترسیدم و ر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط