{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یه وایب قشنگی داشت ..

یه وایب قشنگی داشت ..
بسی رویا پردازی :
حالم همچین جایی رو میطلبه که در سکوت یا یه اهنگ ملیح فقط فقط بتونم تنها باشم یا کنار کسایی که حالمو خوب میکنن .. بدون فکر زیاد و استرسی .. هوا بارونی باشه و بوی قهوه و گل لیلیوم خونه رو پر کنه و صدای گنجیشکا همه جا شنیده بشن ..
و صبح زود برم حموم و وقتی هنوز رطوبتی روی موهام هست برم توی تراس و به طلوع افتاب نگاه کنم .. و نسیم صبحگاهی موها و صورتم رو لمس کنه و وجودم رو ارامش در بر بگیره و اون سرمای دل انگیر رو حس کنم و کمی خودم رو در اغوش بگیرم ..
روی میزم یه قهوه باشه و به گلم اب بدم و شمع روشن کنم و دفترم رو باز کنم و شروع به نقاشی و نوشتن کنم .. شایدم روی تخت دراز بکشم و یکم فیلم ببینم و بعد شروع به ساختن یه چیزی بشم . یه فیلم با همین وایب .. و یه کار هنری ارامش بخش کنار یه موسیقی .. یا بودن کنار همون افراد و وقت گذرندون کنارشون .. انجام کارهای جالب .. یا حرف زدن و درد و دل .. یا بغل کردن کسی که دوسش دارم و بوسیدن دستش ...
دیدگاه ها (۰)

#Repost vitadune منبع ——ترکیب آیس تیرامیسو فیکست می‌کنه🥰📌 ای...

تهیونگ بعد از اینکه مطمئن شد آب دوباره وصل شده، رفت تا لباس‌...

### پارت اول: عطر قهوه و آرامشِ صبحگاهی نورِ کمرنگِ خورشید ا...

پارت ۳ | قهوه‌ی رئیسصبح روز سوم، تهیونگ با یک لیوان قهوه وار...

آپدیت اینستاگرام برند Laneige با مصاحبه‌ای با جین :🐹💗●ترجمه‌...

پارت ۲۰ (هنوز فلش بگ دیشبه تهکوکه)«خوش برگشتی نفسم...بشین»«م...

سناریو و وانشات توکیو ریونجرز مجازات_یک_ماهه#سناریو─────────...

شاهکاری به نام دروغ

رمان دختر خاص ماشین جلوی در خونهٔ جیمین نگه داشت. ات با خستگ...

پارت پنجم تهیونگ منتظر تا نامجون واسش اصلاعات بفرستم چند مین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط