{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من حادثه را از یاد برده بودم. حادثه طلوع کرده. مثل اینکه

من حادثه را از یاد برده بودم. حادثه طلوع کرده. مثل اینکه یک نهنگ به دریایش بگوید: من رفتم!
یا ستاره هایی که به آسمان میگویند: ما رفتیم..
دیدگاه ها (۰)

ﻋﺎﻗﺒﺖ،ﯾﮏ ﺭﻭﺯ،ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺭﺍﺍﺯ ﯾﺎﺩم...

قشنگی ستاره‌ها تو چشم‌هات قایم شدن..

میدونستیم به هم دیگه نمی رسیم

تو حتی از خودم برا خودم مهم تری:)

دســت نوشتــه هــای عمــو هیــون قسمــت ششــم بیست و نه ژ...

فصل سوم بخش اول جنگل بی انتها از زبان آنتونی part40

https://wisgoon.com/bts_army_7_lovebtsاین پیج قبلی منه که در...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط