من حادثه را از یاد برده بودم حادثه طلوع کرده مثل اینکه

من حادثه را از یاد برده بودم. حادثه طلوع کرده. مثل اینکه یک نهنگ به دریایش بگوید: من رفتم!
یا ستاره هایی که به آسمان میگویند: ما رفتیم..
دیدگاه ها (۰)

ﻋﺎﻗﺒﺖ،ﯾﮏ ﺭﻭﺯ،ﯾﮏ ﻧﻔﺮ ﻣﯽ ﺁﯾﺪﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﻧﻬﺎﯾﯽ ﮐﻪﺭﻓﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﺭﺍﺍﺯ ﯾﺎﺩم...

قشنگی ستاره‌ها تو چشم‌هات قایم شدن..

میدونستیم به هم دیگه نمی رسیم

تو حتی از خودم برا خودم مهم تری:)

....

پارت پنجم هزار و یک شبوسایلمو برداشتم رفتم بالا انقدر خسته ب...

تپ اخترها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط