خخخخ بیاید زندگا نامه چصکی از ڤولیدر😹✌🏻
خخخخ بیاید زندگا نامه چصکی از ڤولیدر😹✌🏻
میدونم قراره ایگ شه خبک🥀
زندگا نامه سولیدر اسکایلرز *بله درست شنیدی براش فامیلی گذاشتم😹*
((فکتای گوظکی:))
سولیدر تو دوره کودکیش با چشای بنفش به دنیا اومده درست مثل مادرش که اون هم چشمای بنفش داشته... بخاطر همین توسط بچه ها همیشه مسخره میشده چون به نظر عجیب غریب میومد اما به نظر من خیلی هم ناظه :((
اون بیشتر وقتا حرف نمیزده و فقط طرفو نگاه میکرده از حرف زدن میترسیده مخصوصا جلوی پدرش چون رسما کونش میزاشت
البته بهتره بگم پدرش بیشتر وقتا مست بوده و همیشه خدا حرصشو رو سولیدر خالی میکرده و همیشه اونو به درد نخور و بی مصرف صدا میزده... :(( سولیدر تنها امید زندگیش مامانش بوده چون مامانش تنها کسی بوده که واقعا اونو از ته قلبش دوست داشته اما پدرش مامانشو زنده به گور میکنه.... و سولیدرم فک میکنه مامانش مرده بخاطر همین از خونش میزنه بیرون ولی دوباره پدرش زندانیش میکنه تو خونه...
تو دوره کودکیش رسما بگایی بوده خودش تنهایی کار میکرد و توسط بچه های مدرسه مسخره میشد...
تقریبا بهتره بگم اون اصلا نمی خوابیده بخاطر همین خیلی پوست استخون و لاغر بوده و همش بچه ها مسخرش میکردن...
ولی اون با حیوانات خیلی مهربون بود و یه مدتی حتی گیاه خوار شده بود
اما پدرش از حیوونا متنفر بود و بیشترشونو میکشت اگه تو دست سولیدر میدید *بچم*
سولیدر در کل خیلی کم حرف میزده ....انقد که زندگی بهش فشار آورده بوده لال شده بوده و ترجیح داد خاموش و نامرئی باشه...
پارت دو؟😹
میدونم قراره ایگ شه خبک🥀
زندگا نامه سولیدر اسکایلرز *بله درست شنیدی براش فامیلی گذاشتم😹*
((فکتای گوظکی:))
سولیدر تو دوره کودکیش با چشای بنفش به دنیا اومده درست مثل مادرش که اون هم چشمای بنفش داشته... بخاطر همین توسط بچه ها همیشه مسخره میشده چون به نظر عجیب غریب میومد اما به نظر من خیلی هم ناظه :((
اون بیشتر وقتا حرف نمیزده و فقط طرفو نگاه میکرده از حرف زدن میترسیده مخصوصا جلوی پدرش چون رسما کونش میزاشت
البته بهتره بگم پدرش بیشتر وقتا مست بوده و همیشه خدا حرصشو رو سولیدر خالی میکرده و همیشه اونو به درد نخور و بی مصرف صدا میزده... :(( سولیدر تنها امید زندگیش مامانش بوده چون مامانش تنها کسی بوده که واقعا اونو از ته قلبش دوست داشته اما پدرش مامانشو زنده به گور میکنه.... و سولیدرم فک میکنه مامانش مرده بخاطر همین از خونش میزنه بیرون ولی دوباره پدرش زندانیش میکنه تو خونه...
تو دوره کودکیش رسما بگایی بوده خودش تنهایی کار میکرد و توسط بچه های مدرسه مسخره میشد...
تقریبا بهتره بگم اون اصلا نمی خوابیده بخاطر همین خیلی پوست استخون و لاغر بوده و همش بچه ها مسخرش میکردن...
ولی اون با حیوانات خیلی مهربون بود و یه مدتی حتی گیاه خوار شده بود
اما پدرش از حیوونا متنفر بود و بیشترشونو میکشت اگه تو دست سولیدر میدید *بچم*
سولیدر در کل خیلی کم حرف میزده ....انقد که زندگی بهش فشار آورده بوده لال شده بوده و ترجیح داد خاموش و نامرئی باشه...
پارت دو؟😹
- ۸.۷k
- ۲۱ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۶۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط