فرشته عاشق شیطان شد...
فرشته عاشق شیطان شد...
نه چون شیطان زیبا بود،
نه چون تاریکیاش وسوسهانگیز بود؛
بلکه چون پشت آن همه خشم و گناه،
قلبی را دید که سالها بود کسی جرئت نزدیک شدن به آن را نداشت.
همه به فرشته گفتند:
«تو برای بهشت ساخته شدی.»
و او فقط لبخند زد و به شیطان نگاه کرد.
«پس چرا وقتی کنار توام، احساس میکنم برای اولین بار... زندهام؟»
شیطان خندید؛ خندهای سرد و تلخ.
«من بهشتت رو خراب میکنم.»
فرشته یک قدم جلو رفت.
«شاید من هیچوقت بهشت نمیخواستم.»
آن شب، برای اولین بار،
یک فرشته از نورش نترسید
و یک شیطان از تاریکیاش.
و میان مرز باریکِ بهشت و جهنم،
عشقی شکل گرفت که هیچکدام از خدا و شیطان جرئت نابود کردنش را نداشتند.
https://wisgoon.com/ayla_1385
نه چون شیطان زیبا بود،
نه چون تاریکیاش وسوسهانگیز بود؛
بلکه چون پشت آن همه خشم و گناه،
قلبی را دید که سالها بود کسی جرئت نزدیک شدن به آن را نداشت.
همه به فرشته گفتند:
«تو برای بهشت ساخته شدی.»
و او فقط لبخند زد و به شیطان نگاه کرد.
«پس چرا وقتی کنار توام، احساس میکنم برای اولین بار... زندهام؟»
شیطان خندید؛ خندهای سرد و تلخ.
«من بهشتت رو خراب میکنم.»
فرشته یک قدم جلو رفت.
«شاید من هیچوقت بهشت نمیخواستم.»
آن شب، برای اولین بار،
یک فرشته از نورش نترسید
و یک شیطان از تاریکیاش.
و میان مرز باریکِ بهشت و جهنم،
عشقی شکل گرفت که هیچکدام از خدا و شیطان جرئت نابود کردنش را نداشتند.
https://wisgoon.com/ayla_1385
- ۲۷۵
- ۳۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط