{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یک روزهایی می‌رسند

یک روزهایی می‌رسند
که گره روی گره می‌آید
که هر چه به این در و آن در میزنی
گشایشی سراغت نمی‌آید
که گره‌ها سفت‌تر می‌شوند
و صبوری دشوارتر
و ناامیدی مطلق‌تر .

اما در لحظه آخر
به خودت می‌آیی و خودت را
از همه‌وقت به خدا نزدیکـتر می‌بینی
گره‌ها در دستان اوست
و او می‌خواهد تا تو
دستانت را در دستانش بگذاری
و باهم بچرخانید، قفل این درهای بسته را
گره‌های این ریسمان زندگی را
و اینجاست که نور ایمان
زندگی‌ات را روشنی می‌بخشد
خدای من،رها مکن مرا
دستانم در دستانت که باشد،آسوده ام
دیدگاه ها (۰)

انسان بودن، فقط یک زیستنِ ساده در بستر زمان نیست؛ یک سفر مست...

🌧️ بیا بارون...بعضی بارون‌ها فقط خیابون‌ها رو خیس نمی‌کنن......

007-آلما ویسکی - پارت ۴۱

🍃🌻یک روزهایی می‌رسندکه گره روی گره می‌آیدکه هر چه به این در ...

یک روزهایی میرسند که گره روی گره می‌آید،که هر چه به این در و...

قُلْ لَنْ يُصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَ...

تو در زندگی فراز و نشیب های زیادی را تجربه خواهی کرد، اما ه...

دستانم راکه به ریسمان محکم نام تو گره می زنماحساس تلخ سقوطدر...

اینکه می گویند تا وقتی نمیفهمی،راحت و آسوده ای، عین حقیقت اس...

پندو اندرزاینکه می گویند تا وقتی نمیفهمی،راحت و آسوده ای، عی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط