{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من

دلا دیشب چه می کردی تو در کوی حبیب من
الهی خون شوی ای دل تو هم گشتی رقیب من
خیال خود به شبگردی ، به زلفش دیدم و گفتم
رقیب من چه می خواهی تو از جان حبیب من
نهیبی می زدم  با  دل  که  زلفت  را  نلرزاند
ندانستم  که زلفت  هم ،  بلرزد  با  نهیب  من
خوشم من با تب عشقت ، طبیب آمد جوابش کن
حبیبم ، چشم  بیمار تو  بس  باشد  طبیب  من
حساب روشنی دارد دل حسرت نصیب من
من از صبر و شکیبم شهریارا شهره ی آفاق
همه آفاق هم حیران از این صبر وشکیب من….

#استاد_شهریار
دیدگاه ها (۰)

زندگی در واقع یک شوخی استنه یک امر جدیاگر آن را جدی بگیریدآن...

بعضی وقت ها چون راحت بدستت میارن خیال می کنن نمی تونن راحت ا...

بسیاری از مردم به هنگام گفتگو ،کلماتی مخرب را ادا میکنند ،مث...

زندگی کاروانیست زودگذر🌺🍃 آهنگی نیمه تمام تابلویی زیبا و فریب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط