میان دریا و ساحل غوطه ور بین مرگ و زندگی... نشسته ام به گل زیر تیغه ی بی رحم خورشید رو به بی کرانه های سرنوشت... میتابد روح و جنون هنوز در لمس رویای تو ام... میرقصی .. بازی میکنی... میخندی... ولی... نه تلاشی برای ماندن بی هراس از بستن چشمان تا روزی بیدارم کنی به امیدواری... #اشک_اهنگ