کپشن مهمم
کپشن مهمم
میخوام یه دونه رمان بنویسم زیر پستام حتما این بخشش
رو بخونید
یه قسمت عاشقانشم اینجوری که
پیراهن جونگ کوک رو پوشیدی و پاهات معلوم بود بعد یهو برقا رفت جونگ کوک تند تند نفس می کشید و تو گفتی باید برم؟ جونگ کوک گفت فکر کنم بهتره بری
گفتی چرا خب ؟ بهت خیلی نزدیک شد جوری که نفسش به لبط برخورد می کرد و گفت
نمی تونم خودم رو کنترل کنم تو هم گفتی می خوام بمون.... قبل از تموم شددن حرفت .....
اگه حمایت می کنید بزارم اگرم نه که ولش
میخوام یه دونه رمان بنویسم زیر پستام حتما این بخشش
رو بخونید
یه قسمت عاشقانشم اینجوری که
پیراهن جونگ کوک رو پوشیدی و پاهات معلوم بود بعد یهو برقا رفت جونگ کوک تند تند نفس می کشید و تو گفتی باید برم؟ جونگ کوک گفت فکر کنم بهتره بری
گفتی چرا خب ؟ بهت خیلی نزدیک شد جوری که نفسش به لبط برخورد می کرد و گفت
نمی تونم خودم رو کنترل کنم تو هم گفتی می خوام بمون.... قبل از تموم شددن حرفت .....
اگه حمایت می کنید بزارم اگرم نه که ولش
- ۵۳۶
- ۰۳ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط