صحبتهای پایانی تهکوک:
صحبتهای پایانی تهکوک:
🐰: *به کرهای* کنسرت امروز انقدر آفتابی بود که نگران بودم حالتون خوب باشه.
*به انگلیسی* حالتون خوبه؟
💜: بلــــه!!
🐰: *سر تکون داد* باید روی اجرا تمرکز میکردم، اما صدای شما و فریادهاتون انقدر بلند بود که نمیتونستم لبخند زدن رو متوقف کنم.
🐻: بچهها، انتظار داشتید من به اسپانیایی صحبت کنم، نه؟ بله، من خیلی دوست دارم بیشتر به مادرید بیام. و اگه بشه، دوست دارم به بارسلونا هم برم.
اومدن به اسپانیا یکی از آرزوهای من بود و حالا بالأخره برآورده شد. امشب خیلی دلم میخواست شما رو ببینم. خیلی ممنون که اومدید. این فوقالعاده بود... شما شگفتانگیزید. ممنون از شما!
🐰: *به کرهای* کنسرت امروز انقدر آفتابی بود که نگران بودم حالتون خوب باشه.
*به انگلیسی* حالتون خوبه؟
💜: بلــــه!!
🐰: *سر تکون داد* باید روی اجرا تمرکز میکردم، اما صدای شما و فریادهاتون انقدر بلند بود که نمیتونستم لبخند زدن رو متوقف کنم.
🐻: بچهها، انتظار داشتید من به اسپانیایی صحبت کنم، نه؟ بله، من خیلی دوست دارم بیشتر به مادرید بیام. و اگه بشه، دوست دارم به بارسلونا هم برم.
اومدن به اسپانیا یکی از آرزوهای من بود و حالا بالأخره برآورده شد. امشب خیلی دلم میخواست شما رو ببینم. خیلی ممنون که اومدید. این فوقالعاده بود... شما شگفتانگیزید. ممنون از شما!
- ۴۵۳
- ۰۶ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط