در سرد لیسا پشت من بست شد زنگها
در سرد ڪلیسا پشت من بستہ شد زنگها
خاطرهٔام را خوردند من مـرداب خاطـراتم را با واژهٔها
میپوشانم تا ماهٔ هم نتواند رد بگذارد اینجا کہ پر
از شب است لبخند من تـیزتر از تیغ یک دعا میشکند
⎯ꥇꥇּ ۪♱𝆬 𝑠𝑝𝑙𝑢𝑠.𝑖𝑟/𝑑𝑛𝑐𝑖𝑑
خاطرهٔام را خوردند من مـرداب خاطـراتم را با واژهٔها
میپوشانم تا ماهٔ هم نتواند رد بگذارد اینجا کہ پر
از شب است لبخند من تـیزتر از تیغ یک دعا میشکند
⎯ꥇꥇּ ۪♱𝆬 𝑠𝑝𝑙𝑢𝑠.𝑖𝑟/𝑑𝑛𝑐𝑖𝑑
- ۴.۵k
- ۱۹ اسفند ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط