{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من انبوهی از این بعد از ظهرهای یکشنبه را

من انبوهی از این بعد از ظهرهای یکشنبه را
به یاد دارم كه در غروب آن‌ها
در خیابان از تنهایی گریستیم...
ما نه آواره بودیم، نه غریب
اما این بعد از ظهرهای یکشنبه
پایان و تمامی نداشت ..



غروبتون دلنشین
دیدگاه ها (۴)

گاهی باید رد شد، باید گذشتگاهی باید در اوجِ نیاز نخواستگاهی ...

شورِ آن آتشِ عشقِ بی‌‌پایان استکه دلت را خیس می‌کند،تنهاییت ...

🌹سلام غروبتون بخیر🌹🌹غروبتون پر از قشنگی های دنیا🌹تنگ غروب ڪ...

🌺الهی خونه دلت گرم🌼فنجون عشقت پر مهر🌺نان سفره‌‌ات پر برکت🌼دس...

«خانه، دلتنگِ غروبی خفه بود» مثل امروز که تنگ است دلم؛ نه بر...

در وسعت این جهان، روح رنجورم جز میان سطرهای نوشته‌هایم پناهی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط