{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

یادته برات تعریف کردم!
روبروی پنجره ی مشرف به درخت بیده مجنون
با اون گنجیشکایی که جیک جیک کنان روی شاخه ها نشستن و بازم حسرت میخورن که اون قهوه هنوز دست نخورده است...
و من که مثل هر روز دستم زیر چانه ام از پنجره خیره به جاده منتظرت هستم
دیدگاه ها (۰)

عاشقانه های شبنم

آرامش دلهای بیقرار

هدیه امروز تقدیم مادر بی بی فاطمه زهرا انشالله دستشون روی ...

عاشقانه های شبنم

Chapter ²⁹(دوباره گذاشتم)

پارت سه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط