همه ی دغدغه‌های روزگار هم

*همه ی دغدغه‌هایِ روزگار هم

*همه ی دغدغه‌هایِ روزگار هم
که بر سرم بریزد
باز هم همه ی وقت‌هایِ دنیا
را جمع میکنم
می‌نشینم کنارِ رویایِ دستانت
می‌نشینم و از سرمایِ طاقت فرسایِ
این روزها می‌گویم
حِس می کنم محکم دستم را می‌فشارد
همه ی خستگی‌هایِ روز هم که آوار شود
بر تاریکیِ شب
باز هم می‌نشینم زیرِ نورِ ماه
از خیالِ آغوشت می‌گویم
از خنده هایِ بلندِ شبانه
از کافه رفتن‌هایِ بی برنامه
از بوسه‌هایِ خواهانه
همه ی عاشقانه‌ها را هم که دورم جمع کنند
از لیلی و مجنون تا شیرین و فرهاد
و هرکه می‌خواهد باشد
باز من می‌نشینم کنارِ خاطراتِ تو
مرور میکنم بودن و نبودنت را
مرور میکنم خواستنت را ...
دیدگاه ها (۱)

زیبای کوچک فریبکار

مافیای من

پارت ۳ ویو ا.ت با حس سرمای شدیدی از خواب بلند شدم چند لحظه ط...

My lovely neighbor part : 89

سرگذشت دراکو

می نویسم. باز می نویسم. تا هستم تو را نفس میکشم و تو را می ن...

داستان را کامل بخونید بازنگید عمو لیلی زن بود یامرد!!داستان ...

با خیالت دلخوشم جز تو ندارم حاجتیکاش پایان می رسید این انتظا...

سالهاست که رفته ای..دقیقه های نبودنت را می گویمپیر شده ام پا...

روزها می گذر ند از پس هم و من هنوز ناباورانه به جای خالی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط