{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به کوری می‌کشید ای کاش کارم بی تو چون یعقوب

به کوری می‌کشید ای کاش کارم بی تو چون یعقوب
ولی هرگز نمی‌دیدم عزیزِ دیگران هستی!

‍ 💫شبیه صاحب مصرم که چوپانی مرا پس زد
زلیخا خوب می داند وقارِ رفته یعنی چه💫


حرفِ ناگفته زیادست... ولی میگذریم
آمد و بُرد و زَد و خورد... حلالش باشد!



#دلنوشته_های_ناب_گل_یاس
#بانوی_احساس
#عاشقانه
#ویسگون
دیدگاه ها (۰)

✦ اولین گناه ✦فصل ششم: شبی که هیچ‌کس نمی‌خوابد---در باز شد.ه...

بهار بدون تو

#تاج_و_طوفانپارت ۱۵۳: آزمونی که هیچ‌کس انتظارش را نداشتچند ث...

جین با نگاه به خانه گفت:«خب... من فقط امیدوارم این یکی از او...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p75نینا سریع سرش رو تکون داد.«امیدوارم ه...

مرد بی رحم

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

📖 آکادمی آستریاپارت ششم | «اولین همکاری»صبح روز بعد...آکادمی...

007-آلما ویسکی - پارت ۴۰

dark life = 27

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط