من شبای سخت زیادی رو تنهایی گذروندم

من شبای سخت زیادی رو تنهایی گذروندم

من شبای سخت زیادی رو تنهایی گذروندم
یه وقتایی داشتم از بغض میترکیدم
و کسی نبود که باهاش حرف بزنم خودم خودمو آروم کردم
خودم حال خودمو با چیزایی که دوس داشتم خوب کردم
من آدمی شدم که دیگه هیچی شکستش نمیده!
پس منو از هیچی نترسون
چون من خودم به تنهایی برای خودم کافیم


👇🍃👇
دیدگاه ها (۲)

پارت ۲ (سرنوشت) ویو ا/ت:خیلی داشت تند میرفت ریده بودم به خود...

ادامه پارت 215هوا تاريك شده بود ولي بلند نشدم. هرچی زمان بیش...

پری کوچولوی منپارت۶کوک: چ...چی چی میگی ته ته بلند شو نمیخوام...

چند پارتـــــــــــــــ🖤ـــــــــــوقتی باهات بد حرف میزنهــ...

حقیقتا واقعا خستم میدونم شمام خسته اید به هر حال هرکس به اند...

the first lie

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

ستاره ی من(پارت ۲)

چند پارتی

رمان (پسری که زود بزرگ شد) چپتر ۱

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط