{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من شبای سخت زیادی رو تنهایی گذروندم

من شبای سخت زیادی رو تنهایی گذروندم
یه وقتایی داشتم از بغض میترکیدم
و کسی نبود که باهاش حرف بزنم خودم خودمو آروم کردم
خودم حال خودمو با چیزایی که دوس داشتم خوب کردم
من آدمی شدم که دیگه هیچی شکستش نمیده!
پس منو از هیچی نترسون
چون من خودم به تنهایی برای خودم کافیم


👇🍃👇
دیدگاه ها (۲)

میانِ استخوان های خُرد شده ایماما اُمید تقلا میکند برایِ روی...

«سرانجام متوجه شدم که در اعماق زمستان درونم تابستانیشکست‌ناپ...

آزرده دل از کوی تو رفتیم و نگفتی کی بود؟ کجا رفت؟ چرا بود و ...

🌸امروز یک هدیه از🍃طرف خداست🌸همین که امـروز هم🍃میتوانی از نعم...

مامان...میدونی چیه؟ازت خسته شدم!خسته شدم از اینکه من باید هم...

تولدم

#دانشجوی‌_کمر_باریک👩🏻‍🎓🧨#پارت_13- اینااا چه کوفتیـه؟ این نره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط