همچو فرهاد بود کوه کنی پیشه ی ما

همچو فرهاد بُود کوه کنی پیشه ی ما
کوه ِما سینه ی ما ، ناخن ِما تیشه ی ما
شور شیرین ز بس آراست رهِ جلوه گری
همه فرهاد تراود ز رگ و ریشه ی ما
دیدگاه ها (۰)

برای دیدنت از مرز آفتاب گذشتمبه دم دمای غروب از پسِ شباب گذش...

صبح ادینه وامدن شبنم بهارای فدای حلقۂ گیسوی تو...صبح جمعه آم...

حاجتروایی همتون انشاالله

با یک سلام زائر آقا شوید

آمده‌ای که راز من بر همگان بیان کنی🌸و آن شه بی‌نشانه را جلوه...

به حسن و خُلق و وفا کس به یارِ ما نرسدتو را در این سخن، انکا...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط