{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به شانه ام زدى

به شانه ام زدى
كه تنهايى ام را تكانده باشى
به چه دل خوش كرده اى؟
تكاندنِ برف
از شانه هاى آدم برفى؟

از كتاب "هيچ چيز مثل مرگ تازه نيست"
دیدگاه ها (۰)

پنج شنبه است و دلم دوباره بیقرار است برای آنانی که دیگر ندا...

روحت شاد پدر

سهم من از دنیانداشتن استتنها قدم زدن در پیاده رو هاو فکر كرد...

با بی مهرترین حالت پاییزچه کنیم؟

نیکزاد افرسی نیا هرسین تنهایی انسان

عاشقانه های شبنم

گاهے آنقدر واقعیت دارے ‏ کہ من صداے فروریختن شانہ هاے سنگے ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط