{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.

.
‏یه‌جایی آقای شاملو میگه: «من در بی‌حوصلگی‌هایم، با تو زندگی‌ها کرده‌ام»
و چه شبایی که تو زندگیمون، حوصله هیچ‌ بنی‌بشری رو نداشتیم، ولی وسطِ همون بی‌حوصلگی، غرقِ فکر و خیالِ یه‌آدم‌ بودیم.
دیدگاه ها (۲)

بی‌حس شدگان را چه غم از خنجر بعدی؟!

هیچ چیز سنگین‌تر از کلمات ناگفته نیست♥️ ‌‌‌‌

خود‌خَزانیم‌و‌دَم‌از‌شوق‌بهاران‌می‌زنیم🖤

- و‌ گاه انتظار میگیرد جانِ آدمی را ...

ما شوالیه‌های دهه‌شصتی بودیم؛ با اسب‌های گلدارمون تا آخرِ خی...

غرق این ماجرامنمیتونم از توی فکرت درامدنیا همون جایی تموم شد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط