محفل ویکتور
محفل ویکتور
.
.
.
.
.
.
.
. ه•و بلاخره تو هم یه روز مثل بقیه از دستم خسته میشی و برای همیشه میری.
.
.
.
.
ـ
ـ
.
قراره در حسرت داشتنت گم بشم و روزهای زیادی خیابانهای برفی رو قدم بزنم... قراره هر روز صبح با ارادهی خودم به فراموشی سپره بشم و تئاترِ داشتنت رو بازی کنم! قراره شاعرِ همیشه محتاجِ نگاهت بشم، آغشتهی من.
.
.
.
.
.
.
.
. ه•و بلاخره تو هم یه روز مثل بقیه از دستم خسته میشی و برای همیشه میری.
.
.
.
.
ـ
ـ
.
قراره در حسرت داشتنت گم بشم و روزهای زیادی خیابانهای برفی رو قدم بزنم... قراره هر روز صبح با ارادهی خودم به فراموشی سپره بشم و تئاترِ داشتنت رو بازی کنم! قراره شاعرِ همیشه محتاجِ نگاهت بشم، آغشتهی من.
- ۲۰.۶k
- ۰۸ آذر ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۶۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط