رمان جدید پارت ۱۰
رمان جدید پارت ۱۰
رفتید مهمونی اونجا خیلی از خلافکار ها بودنند و م۶م این بود که شوگا پیشته و گوینده اون جمع تا وقتی منو دید گفت اوه چه خانم زیبایی مایل به اشنایی و شوگا یه جوری نگاش کرد و فهمید چه خبره و گوینده دست و پاشو گم کرد ات خیلی مست کرد و شوگا هم خیلی مست نبود فقط حالش بد بود بعد از تموم شدن مهمونی ات دراز کشید و شوگا داشت میرفت که ات دستشو گرفت و گفت بیا پیشم شوگا که اونم حواسش نبود دراز کشید رو تختو ات از رو به رو بغلش کرد شوگا بعدش ات رو از خودش دور کرد و یکدفعه ات رو کشید سمت خودش لبش رو میمکید تا نیم ساعت داشتن همدیگه رو میبوسیدن ویو شوگا:
لباش انقدر نرم و خوشمزه بود که نمیشد ازش دست بردارم🤤👄 بعدش شوگا رفت رو ات و لباسش رو....................
رفتید مهمونی اونجا خیلی از خلافکار ها بودنند و م۶م این بود که شوگا پیشته و گوینده اون جمع تا وقتی منو دید گفت اوه چه خانم زیبایی مایل به اشنایی و شوگا یه جوری نگاش کرد و فهمید چه خبره و گوینده دست و پاشو گم کرد ات خیلی مست کرد و شوگا هم خیلی مست نبود فقط حالش بد بود بعد از تموم شدن مهمونی ات دراز کشید و شوگا داشت میرفت که ات دستشو گرفت و گفت بیا پیشم شوگا که اونم حواسش نبود دراز کشید رو تختو ات از رو به رو بغلش کرد شوگا بعدش ات رو از خودش دور کرد و یکدفعه ات رو کشید سمت خودش لبش رو میمکید تا نیم ساعت داشتن همدیگه رو میبوسیدن ویو شوگا:
لباش انقدر نرم و خوشمزه بود که نمیشد ازش دست بردارم🤤👄 بعدش شوگا رفت رو ات و لباسش رو....................
- ۴۸۶
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط