جان دلم

جــــــان دلــــــم؛
یک روزی تمام احساسم را خرج کرده ام؛
بگذار پای سادگی این دلم
که گاه و بی گاه
پنجره ی دلتنگی اش را بازمی گذارد؛
و به هوای آمدن یار،
پای هر دیو صفتی را به این خرابه باز می کند
بـــــاور کـــــــن؛
هیچی برایم نمانده است!
ذره ای خرده احساس است و بس!
که آن هم قرار است،
دود کنم با غصه هایم!
حــــــیــــــف؛
از میان آن همه خاطرات زیبا
دلتنگی و تنهایی برایم مانده است!
دیدگاه ها (۰)

جایت خالی دارم به شعر بعدی فکر میکنم که چگونه ترتیبِ این همه...

انسان های هم فرکانس همدیگر را پیدا می کنند..حتی از فاصله های...

کاش تو به جای من بودیتا می‌فهمیدی که دوست داشتنت ،چه کار سخت...

هی فلانیدورا دور دوستت دارمشاید قصه ای نباشم که گفته باشیصدا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط