{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

جدید بود نبود

جدید بود نبود 😜😜🤣🤣؟!!
مردم نزد مرد فرزانه آمده‌اند و هر بار از مشکلات مشابه شکایت می کردند.
یک روز او به آن‌ها لطیفه ای گفت و همه از خنده غش کردند.
بعد از چند دقیقه ،همان لطیفه را به آنها گفت و فقط چند نفر لبخند زدند.
وقتی برای بار سوم همان جوک را گفت، دیگر کسی نخندید.
مردِ فرزانه لبخندی زد و گفت: «نمی‌توانید بارها و بارها به یک شوخی بخندید. پس چرا برای یک مشکل بارها و بارها گریه می‌کنید؟
دروووود،صبحتون همراه باشه باآغاز دلخوشیهاتون.الهی آمین.
🏞️🏔️🌲🏕️🌲🌹❀❁❀🌹🌄
دیدگاه ها (۰)

جوووووووووون،موها منم به سیم تلفن لفته 🤪🤪🥰.روزی که خورشیدش چ...

😋😋😋

😹😹😻😻

پارت ۴"نمیخوام با اون کله سفید برم ماموریت! نمیخوام."اوبیتو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط