پدربزرگ میدانی چه غمی ست

پدربزرگ میدانی چه غمی ست
گل لاله ای که با دست خودت برایم کاشته بودی
سالها برایم گل داد....
امسال اما
دیگر سر از خاک بر نیاورد
او هم خفت...برای همیشه...مثل خودت....💔
دیدگاه ها (۰)

ایمان، دیدن نور است با قلب‌، وقتی تمام آنچه با چشم می‌بینیم،...

تمامی خاطراتت را از سالی به سال دیگر جابجا میکنممانند کودکی ...

صحبت از ماندن یک عمر بماند به کنار قدر نوشیدن یک چای بمانی ک...

خدایادر این تنگنای صعب العبوری که دنیا نام نهاده ای به هیچ ر...

اشکهایم را می‌نويسم خط به خط در دفترم، حال و روز دفترم این ر...

🌺🌱اعجازش نان است، مادر بزرگعطر بی مانند نان، پیچیده در جان ه...

در آن ساعت که خواهند این و آن مُردنخواهند از جهان بیش از کفن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط