گاهی آدم آنقدر خسته میشود که دیگر حتی اشک هم برایش نمی
گاهی آدم آنقدر خسته میشود که دیگر حتی اشک هم برایش نمیماند؛ فقط سکوت میکند و هر شب، آرامآرام زیر بارِ خاطرهها میشکند. دلتنگی از یک جایی به بعد دیگر درد نیست، میشود بخشی از نفس کشیدنت. حسرتِ روزهایی که رفتند، تنهاییِ آدمی که ماند، و قلبی که هر روز بیصدا میسوزد و میسازد. بعضی شبها فقط آرزو میکنی کاش برای چند لحظه، همهچیز خاموش شود؛ نه صدای خاطرهای بماند، نه سنگینیِ این همه خستگی روی دلت. اما صبح دوباره میرسد و تو، با لبخندی که از مدتها پیش مرده، ادامه میدهی؛ در حالی که هیچکس نمیفهمد چقدر از درون، آرامآرام تمام شدهای.
دختر جنوبی 💔
@zeinab3124
دختر جنوبی 💔
@zeinab3124
- ۶۳۵
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط