زنی روس فقیر و اجاره نشین که شهردار دستورتخلیه خانه ا

زنی روس ، فقیر و اجاره نشین که شهردار ، دستورتخلیه خانه او راداده بود به پوتین نامه مینویسد
چندروزبعد پوتین بامحافظانش بایک دسته گل وسندخانه به دیدنش می آید

همه روز روزه بودن همه شب نماز کردن
همه سال حج نمودن سفر حجاز کردن
ز مدینه تا به کعبه سر و پابرهنه رفتن
ز ملاهی و مناهی همه احتراز کردن
شب جمعه ها نخفتن به خدای راز گفتن
به خدا که هیچکس را ثمر آنقدر ندارد
که به روی نا امیدی در بسته باز کردن

شیخ بهایی
دیدگاه ها (۰)

هيچكس را در زندگی مقصر نمی دانم...از خوبان "خاطره" و از بدان...

کاش می شد قفل دلتنگی ، شکستکاش می شد درب تاریکی، گسستکاش می...

اگر زشتی کند دنیا بیا تا مهربان باشیم...اگر پستی کند با ما ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط