مرا می شناسی تو ای عشق

مرا می شناسی تو ای عـشـق؟
من از آشنایان احساس آبم
و همسایه ام مهربانی است؛
و طوفان یک گـل، مرا زیر و رو کرد.

پرم از عبور پرستو؛
صدای صنوبر؛
سلام سپیدار.

پرم از شکیب و شکوه درختان
و در من تپش های قلب علـف ریشه دارد.

دل من، گره گیر چشم نجیب گیاه است.
صدای نفس های سبزینه را می شناسم؛
و نجوای شبنم،
مرا می برد تا افق های باز بشـارت...


🎙#خسرو_شڪیبایی

📝
دیدگاه ها (۴)

از حرف مردم درس بگیرولی هیچ وقت ...با حرف مردم زندگی نکن !جو...

و دیگر جوان نمیشومنه به وعده ی عشق ونه به وعده ی چشمان تو !و...

عشق‌های اول را فراموش کنید !برای عشق اول شعر و قصه زیاد ساخت...

در چین، قبرستانی وجود دارد که هیچ نمونهٔ مشابهی در جهان ندار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط