چگونه میشود لحظه شهادت و جان باختن اینقدر پر از آرامش

🔹چگونه می‌شود لحظهٔ شهادت و جان باختن، اینقدر پر از آرامش و طمأنینه باشد؟ جوانِ پاک‌باخته و محجوبی، ساده روی زمین دراز کشیده و می‌خندد. او یکی از مجروحان جنگ مسلحانهٔ تروریستی ۱۹ دی‌ماه است که دست ‌و پهلویش تیر خورده. خونِ زیادی از آقامعلّم رفته است. حسین بابری، لحظات آخر را این‌چنین گذرانده است: با ذکری در دل و خنده‌ای که نشانِ ایمان است. گاهی هم قیام می‌کند و از پا نمی‌افتد و خم به ابرو نمی‌آورد. اگر فقط همین طمأنینه و لبخند او بود، کافی بود برای درس گرفتن؛ اما او لحظه را هم هدر نمی‌دهد و این صحنه باشکوه را نمی‌گذارد به همین‌جا ختم ‌شود و با رجزخوانی‌ای برای اسراییل، به اوج خود می‌رساند تا معنای آن اخم و جدیت روی پیشانی‌اش و پیامش به کل تاریخ را بفهمیم. ما هر چه بنویسیم، توصیف الکنی است از خاطرهٔ دوربینی که شمایل و حرکات و صداهایی را برایمان ضبط کرده است. می‌شود به شعر پناه برد و پرده‌پوشی کرد. شاید بهترین توصیف برای این صحنه، آن رباعی مشهور سید حسن حسینی باشد:

«کس چون تو طریق پاک‌بازی نگرفت
با زخم نشان سرفرازی نگرفت
زین پیش، دلاورا! کسی چون تو شگفت
حیثیت مرگ را به بازی نگرفت»

🔹در این فرسته، این بریده از لحظات عروج شهید بابری را با بریده‌ای ‌از «روایت فتح» کنار هم گذاشته‌ایم. مشابهت دل‌نشینی است و آدم را به‌ یاد آن مجاهدان بدری می‌اندازد؛ آن بسیجی‌های خمینی. و حالا، بعد از چهار دهه، بسیجی‌های خامنه‌ای، همان صحنه‌ها را تکرار می‌کنند، این‌بار در وسطِ شهر. بسیجی خامنه‌ای، ایمان بسیجی خمینی را به ارث برده است. به آوینی و «روایت فتح»ش گوش بسپاریم....
دیدگاه ها (۰)

کمال شرف با شرف یمنی می نوازد🫣کمال شرف با قلم خود جواب یاوه‌...

کدوم روایت رو قبول میکنی؟ اینترنشنال یا حرفای مادر داغدار......

﴾﷽﴿✍قیام ایرانیان قبل از ظهور با عبارت خروج قوم مشرق یا قوم ...

﴾﷽﴿✍قیام ایرانیان قبل از ظهور با عبارت خروج قوم مشرق یا قوم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط