فراموش کردنت

فراموش کردنت
مرگی است زود‌رس از پله‌های عمر
می‌ریزد و چکه چکه
بر زمین نقش می‌بندد
اما دوباره جوانه می‌زند
بر بستر خاک در دل شقایق
در هر ریزش رویشی خواهد بود
فراموش کردنت
مرگی است ایستاده دفن می‌کند مرا‌
بی‌ملحفه‌ای سپید با خاک خاطرات
فراموش کردنت
شبی است ختم به خیر روزها
تو را
هرگز فراموش نخواهم کرد
چشیدن مرگ در پرگار تو
زندگی است
دیدگاه ها (۱۳)

ماندنت را دوست دارم اما نه در حصار ،بودنت را می خواهم اما نه...

بوسه کفایت نمی کند روی لب هایم شراب بریز !تا دوست داشتن را ر...

میدونم هرروز و هر ساعت چک میکنیامروز روز عشقه خواستم بگم درس...

I love all the starsin the skybut they are nothingcompared t...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط