«در این بازارِ پرهیاهو،
«در این بازارِ پرهیاهو،
که حیا را به بازیچه گرفتهاند،
و بیبندوباری را...
با نامهایِ درخشان، "روشنفکری" نامیدهاند.
جایی که مرزهایِ زن و مرد،
در غبارِ تظاهر، گم شده است.
من، از این غوغایِ بیریشه،
پناه بردهام به سکوتِ حقیقت.
من از این جامعه نیستم،
و هرگز، نخواهم بود...
من، همسفرم با اصالت، و بیگانه با این تظاهر.
𝓶𝓪𝓻𝓭𝓪𝓪𝓫
که حیا را به بازیچه گرفتهاند،
و بیبندوباری را...
با نامهایِ درخشان، "روشنفکری" نامیدهاند.
جایی که مرزهایِ زن و مرد،
در غبارِ تظاهر، گم شده است.
من، از این غوغایِ بیریشه،
پناه بردهام به سکوتِ حقیقت.
من از این جامعه نیستم،
و هرگز، نخواهم بود...
من، همسفرم با اصالت، و بیگانه با این تظاهر.
𝓶𝓪𝓻𝓭𝓪𝓪𝓫
- ۶۵۵
- ۲۰ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط