{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دردهای مافوق بشر را حس کرده بود ساعتهای نومیدی ساعتهای

دردهای مافوق بشر را حس کرده بود. ساعتهای نومیدی، ساعتهای خوشی، سرگردانی و بدبختی را می‌شناخت و دردهای فلسفی را که برای توده مردم وجود خارجی ندارد می‌دانست. ولی حالا خودش را بی‌اندازه تنها و گم‌گشته حس می‌کرد. سرتاسر زندگی برایش مسخره و دروغ شده بود.
با خودش می‌گفت:

"از حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!"

#جدید#استوری#خاص#جذاب#کلیپ
#عرب#اهواز#دنی
دیدگاه ها (۰)

چه می‌شود کرد دیگر با روزگار؟ همیشه هست شخص به یک دردی دچار،...

موجود عجیب و مضحکی شده‌ام،شعورم درست کار می‌کند،ولی احساساتم...

((عشق فقط علی))...‌#یاعلی #خاصترین #خاص #جدید #تصاویر_جذاب_د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط