دردهای مافوق بشر را حس کرده بود ساعتهای نومیدی ساعتهای
دردهای مافوق بشر را حس کرده بود. ساعتهای نومیدی، ساعتهای خوشی، سرگردانی و بدبختی را میشناخت و دردهای فلسفی را که برای توده مردم وجود خارجی ندارد میدانست. ولی حالا خودش را بیاندازه تنها و گمگشته حس میکرد. سرتاسر زندگی برایش مسخره و دروغ شده بود.
با خودش میگفت:
"از حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!"
#جدید#استوری#خاص#جذاب#کلیپ
#عرب#اهواز#دنی
با خودش میگفت:
"از حاصل عمر چیست در دستم؟ هیچ!"
#جدید#استوری#خاص#جذاب#کلیپ
#عرب#اهواز#دنی
- ۴۵۱
- ۲۳ فروردین ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط