{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ابول استادی

در دیدگاه شما فکر میکنین انسان یک‌بار زندگی می‌کند و پس از مرگ، با داوری «روان» (روَنه‌گان در دین زرتشتی) به عالم مینوی می‌رود چرخهٔ تولد دوباره یا تناسخ در آیین زرتشتی وجود ندارد، چون روح انسان پس از داوری به بهشت، دوزخ یا «برزخ» می‌رود اما این غلط هست
انسان بی‌شمار بار می‌میرد و دوباره متولد می‌شود — این چرخه را سمسارا (Saṃsāra) می‌نامند.
تا زمانی که فرد از چرخه رنج و دلبستگی رها نشود، تولدهای پی‌در‌پی ادامه دارند. بودا عدد مشخصی نمی‌دهد، فقط می‌گوید چرخه ممکن است میلیون‌ها بار تکرار شود، تا روح به نروانا برسد.
در برخی افسانه‌های صوفیانه یا عرفانی ایرانی

گفته می‌شود «انسان در هر مرحلهٔ کمال، می‌میرد و در مرتبهٔ بالاتری زاده می‌شود». مثال معروف:

«از جماد مردم و نامی شدم، وز نما مردم ز حیوان سر زدم…»

این شعر مولانا استعاری است، نه واقعی — یعنی چند بار «می‌میریم» از نظر روحی و معنوی، نه جسمی.

در باورهای مردمی و افسانه‌های فولکلور

گاهی می‌گویند انسان سه بار عمر دارد یا هفت‌بار زاده می‌شود، اما این بیشتر جنبه داستانی دارد؛ مثلاً برای توجیه حس “دژاوو” یا یادآوری زندگی گذشته.
افسانه‌های ایرانی معمولاً یک عمر را می‌گویند.
شرق آسیا (هندو، بودا): تناسخ نامحدود تا رسیدن به رهایی.
عرفان ایرانی: مرگ و تولد معنوی چندباره.
باور عامیانه: سه یا هفت بار، صرفاً نمادین.
۱. باورهای مانویان (پیروان مانی)
مانی (پیامبر ایرانی قرن سوم میلادی) می‌گفت جهان از دو نیرو ساخته شده: نور و تاریکی.

روح انسان ذره‌ای از نور است که در زندان جسم (تاریکی) گرفتار شده.

وقتی انسان می‌میرد، اگر روحش پاک باشد، به سوی نور بازمی‌گردد.

اما اگر هنوز به ماده آلوده باشد، دوباره در بدنی دیگر (انسان، حیوان یا گیاه) متولد می‌شود تا تصفیه شود.

یعنی در آیین مانوی روح بارها تناسخ پیدا می‌کند تا کاملاً از تاریکی رها گردد.
۲. آموزه‌های مزدک و مزدکیان
مزدک (قرن ششم میلادی) هم تحت‌تأثیر برخی اندیشه‌های مانوی بود.

در دیدگاه او، روح انسان ممکن است پس از مرگ در پیکر دیگری حلول کند، تا وقتی که عدالت و پاکی به کمال برسد.

در نتیجه، کار نیک یا بد در بدن‌های بعدی دوام می‌یابد.

این ایده، بخشی از پایه‌های اخلاق مزدکی است — مردم را به نیکی دعوت می‌کند چون روحشان در زندگی آینده نتیجه اعمالش را می‌بیند.
۳. در برخی روایت‌های زروانی / اسطوره‌های پیش‌زرتشتی
در شاخه‌هایی از اسطوره‌های زروانی (که بعدها توسط زرتشتیان رسمی کنار گذاشته شد) زمان مطلق، یا «زَروان»، گاهی باعث تولد دوبارهٔ جهان‌ها و انسان‌ها می‌شود.

در برخی تفسیرها، روح‌ها هم ممکن است همراه با تکرار جهان، دوباره زاده شوند — نه فردی، بلکه به شکلی جهان‌شمول.
۴. در عرفان ایرانی (صوفی‌گری)
هرچند صوفیان تنا‌سخ جسمانی را نمی‌پذیرفتند، اما از اصطلاح «موت و ولادت» روحانی استفاده می‌کردند.

مولانا می‌گوید انسان در مسیر رشد، چند بار می‌میرد و زاده می‌شود:

از جماد مردم و نامی شدم… — تا زمانی که به عالم روح برسم.

در اینجا منظور مرگ معنوی است، نه فیزیکی.
۵. در افسانه‌های عامیانهٔ روستایی
در مناطق مختلف ایران (مثلاً در گیلان، خراسان و لرستان) داستان‌هایی هست که در آنها:

کسی یاد زندگی قبلی‌اش را دارد، یا به بدن کودکی دیگر بازمی‌گردد.

مثلاً در برخی روایت‌های گیلانی، باور دارند اگر کسی با ظلم بمیرد، روحش به شکل حیوانی برمی‌گردد تا ناتمام‌ماندهٔ خود را اصلاح کند.

این عقیده ریشه در همان تأثیرات مانوی و هندی دارد
...
( مرگ‌های معنوی )
مولانا می‌گوید انسان چندبار می‌میرد، اما نه از دنیا — از خود.

یک شبمرگِ خشم است، و شبمرگِ غرور؛ هر بار که از یکی می‌میری، به جهانی تازه می‌آیی.

در آن افسانه، زنی بود که می‌گفت:
«من سه بار مرده‌ام؛ یک‌بار وقتی بخشیدم، یک‌بار وقتی عشق ورزیدم، و یک‌بار همان دم که فهمیدم دنیا سایه‌ای بیش نیست.»

و مردم می‌گفتند او بهشت را پیش از مرگ یافته است.
دیدگاه ها (۲)

ابول استادی

عشق از نگاه #مولانا نیروی پیش برنده زندگی و رشد است. انسان د...

❇️ابوعلی سینا در مورد مصرف هندوانه می گوید: اگر کسی در فصل س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط