خب از کجا شروع کنماین اولین باریه که میخوام یکم از هیج
خب از کجا شروع کنم...این اولین باریه که میخوام یکم از هیجان و خوشحالیم کم بشه تا بدونم دقیقا چی مینویسم برای تویی که شاید با هیچ کلمه ای نتونم شدت دوست داشتنمو بگم و تو هیچوقت نمیفهمی جایگاهی که توی قلبم داری چقدر خاصه، من تورو خیلی دوستت دارم ولی نه عاشقانه، نه عاقلانه و نه حتی عاجزانه بلکه تو رو عادلانه دوستت دارم مگه عدالت به این معنی نیست که همچین سرجای خودش باشه؟ توعم دقیقا جایی هستی که باید باشی، وسط قلب رنگی من که خودت به زیبایی دلیل رنگی بودنش شدی؛ به زیباییای که از دلِ تاریکی نشأت میگیره ولی نشانهٔ روشنایی میشه…روشنایی که تو همیشه بهم هدیه میدی…با پاکی قلبت، با زیبایی روحت و با ظرافت رفتارت و این فقط قسمت کوچیکی از منحصر به فرد بودن توعه:)
میدونی روز تولد فقط یه تاریخیه که میگه تو توی این روز به این دنیا اومدی و دنیارو قشنگتر کردی…ولی اگه معنیش این باشه هرروز روز تولد توعه، تو با بودنت هرروز و هردقیقه رو قشنگتر میکنی و حتی متوجه زیبایی وجودت نیستی ولی وجود تو انقدر قشنگه که گاهی فکر میکنم شاید توی دلت یه خورشیدِ کوچولو لونه کرده که انقدر خوب بلده گرما بخشیدن به جسم یخزده رو، این آرامش و گرمایی که منتقل میشه تنها از پس آفتابی گرم برمیاد که انگار تو وجود تو رخنه کرده…تو وجودت دوست داشتنیه، حرفات دوست داشتنیه، کارات دوست داشتنیه، خنده هات دوست داشتنیه، صدات دوست داشتنیه، دستات دوست داشتنیه، چشمات دوست داشتنیه، موهات دوست داشتنیه، مهربونیت دوست داشتنیه و حتی نفسایی که میکشیم دوست داشتنیه دختر)
تو درواقع کسی هستی که تمام تلاششو میکنه منو از اعماق غمی که تا خرخره توش فرو رفتم نجات بده و مثل فرشته ای که دستاشو به سمتم درازمیکنه تا از هرجایی که هستم نجات پیداکنم، تو نه فقط برای من برای هرکسی که دوروبرته مثل فرشته ها میمونی؛ تو بهم گفتی من خانوادتم و من هیچوقت نمیدونستم خانواده داشتن دقیقا چه حسی داره کسی که همیشه حمایتم میکنه، کسی که همیشه اهمیت میده و برام وقت میذاره، به تک تک حرفام، به تک تک مفهوم پستا و استوریام و حتی به نبودم…تو برام واقعا باارزشی و من نمیدونم چطور میتونم اینو برسونم…ولی خیلی ممنونم که کنجکاوشدی با منی که هیچ چیز مجذوب کنندهای ندارم حرف بزنی و انقدر باهام خوب رفتارکنی:»
دلم میخواد همه شادیاتو مثل پروانه های تو قفس زندونی کنم تو تنت تا همیشه حال خوبی داشته باشی؛ میخوام همیشه لبخند روی لبات باشه و انقدر خوشحال باشی که انگار مواد کشیدی:))
و درآخر خواستم بدونی اونقدر دوستت دارم که قابل توصیف نیست و ازت ممنونم، که به دنیا اومدی نخدی…تولدت مبارک:)
«خیلی سعی کردم ادیتام به بینقصی خودت باشه ولی نشد..»
میدونی روز تولد فقط یه تاریخیه که میگه تو توی این روز به این دنیا اومدی و دنیارو قشنگتر کردی…ولی اگه معنیش این باشه هرروز روز تولد توعه، تو با بودنت هرروز و هردقیقه رو قشنگتر میکنی و حتی متوجه زیبایی وجودت نیستی ولی وجود تو انقدر قشنگه که گاهی فکر میکنم شاید توی دلت یه خورشیدِ کوچولو لونه کرده که انقدر خوب بلده گرما بخشیدن به جسم یخزده رو، این آرامش و گرمایی که منتقل میشه تنها از پس آفتابی گرم برمیاد که انگار تو وجود تو رخنه کرده…تو وجودت دوست داشتنیه، حرفات دوست داشتنیه، کارات دوست داشتنیه، خنده هات دوست داشتنیه، صدات دوست داشتنیه، دستات دوست داشتنیه، چشمات دوست داشتنیه، موهات دوست داشتنیه، مهربونیت دوست داشتنیه و حتی نفسایی که میکشیم دوست داشتنیه دختر)
تو درواقع کسی هستی که تمام تلاششو میکنه منو از اعماق غمی که تا خرخره توش فرو رفتم نجات بده و مثل فرشته ای که دستاشو به سمتم درازمیکنه تا از هرجایی که هستم نجات پیداکنم، تو نه فقط برای من برای هرکسی که دوروبرته مثل فرشته ها میمونی؛ تو بهم گفتی من خانوادتم و من هیچوقت نمیدونستم خانواده داشتن دقیقا چه حسی داره کسی که همیشه حمایتم میکنه، کسی که همیشه اهمیت میده و برام وقت میذاره، به تک تک حرفام، به تک تک مفهوم پستا و استوریام و حتی به نبودم…تو برام واقعا باارزشی و من نمیدونم چطور میتونم اینو برسونم…ولی خیلی ممنونم که کنجکاوشدی با منی که هیچ چیز مجذوب کنندهای ندارم حرف بزنی و انقدر باهام خوب رفتارکنی:»
دلم میخواد همه شادیاتو مثل پروانه های تو قفس زندونی کنم تو تنت تا همیشه حال خوبی داشته باشی؛ میخوام همیشه لبخند روی لبات باشه و انقدر خوشحال باشی که انگار مواد کشیدی:))
و درآخر خواستم بدونی اونقدر دوستت دارم که قابل توصیف نیست و ازت ممنونم، که به دنیا اومدی نخدی…تولدت مبارک:)
«خیلی سعی کردم ادیتام به بینقصی خودت باشه ولی نشد..»
- ۶۲.۱k
- ۰۵ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۳۵۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط