{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم
حالِ همـه خوب است، مـن امـا نگرانم
در فکرِ تو بستم چمدان را، و همین فکر
مثـلِ خوره افتـاده بـه جانم، کـه بمانم
چیزۍکه میانِ منوتو نیست غریبۍست
صد بار تـو را دیـده ام ای غم بـه گمانم
انگار که یک کوه سفر کرده از این دشت
اینقدر کـه خالی شده بعد از تـو جهانم
از سایـه ی سنگینِ تـو من کمترم آیـا؟
بگـذار بـه دنبـالِ تـو خـود را  بکشانم
دیدگاه ها (۰)

یع

مرا ببر به چشمانت . . .

اندر تن من جان و رگ و خون همه اوست •

برایم نوشته بود «نترس! اینجا انقدر چیزای بدتر می‌بینی که همه...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانمحال همه خوب است، من اما ...

این چیست که چون دلهره افتاده به جانم ؟حال همه خوب است من اما...

هوا در یک لحظه سنگین شد. سایه‌ها، با صدایِ گوش‌خراشی مانندِ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط