{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عاشقانه های شبنم

«خدایا تو ، دلیلِ نوشتنِ منے »
گاهے فڪر مےڪنم اگر تو نبودے، 
آیا باز هم واژه‌ها این‌قدر مشتاق بودند
روے ڪاغذ بنشینند؟ 
آیا باز هم شب این‌قدر دل‌چسب بود؟ 
آیا باز هم دلم مےخواست بنویسم
براے ڪسے ڪہ نمےخواند 
نمےبیند اما هست… 
در عمقِ جانم
در نبضِ لحظه‌هایم
تو شدے دلیلِ نوشتنِ من 
نہ از آن دلیل‌هایے ڪہ مےشود
با منطق توضیحشان داد 
بلڪہ از آن‌هایے ڪہ فقط دل مےفهمد. 
دلِ من ڪہ با هر تپش نامِ تو را زمزمہ مےڪند. 
دلِ من ڪہ هر بار دلتنگ مےشود 
بہ جاے اشڪ، شعر مےریزد.
تو را نمےشود در واژه‌ها خلاصہ ڪرد
اما من هر بار ڪہ مےنویسم 
امید دارم شاید ،  
شاید فقط یڪ جملہ ، 
بہ اندازه‌ے یڪ نگاهت نزدیڪ شود.
و اگر روزے ڪسے پرسید چرا می‌نویسے ، 
مےگویم: 
براے ڪسے ڪہ گفت «فقط براے من» 
و من ، تمام خودم را در واژه‌ها ریختم 
تا فقط براے او باشم
دیدگاه ها (۰)

آرامش دلهای بیقرار

عاشقانه های شبنم

یڪ دوست داشتن‌هایے هستڪہ از دور استو در سڪوتڪہ دلت برایشاز د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط