{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گمان میکردم آنکه دوستم دارد

گمان میکردم آن‌که دوستم دارد
حتی اگر غرق در تاریکی ‌ام باشم
دوستم خواهد داشت
حتی اگر پُر از زخم باشم
حتی اگر قادر به
دوست داشتن خودم نباشم
او با وجود همه این ها
دوستم خواهد داشت
اما نه،
هیچکس خود را به مخاطره نمی‌ اندازد
و دستش را داخل چاه نِمی برد
تاریکی تنها برای ماست...
دیدگاه ها (۱۳)

زن که باشی ،هر چقدر هم که بزرگ شده باشی مادر بشی ،همسر بشی.....

دل کندن از دوست داشتن کسی کههیچ وقت او را نداشته ای درست مثل...

به‌ جا خواهد ماند‏چایمان ته فنجان‏كودكى‌ هامان در كوچه‌ ها‏ب...

می رود "قافله ی عمر"،چه ها می ماند..؟هر که "غفلت کند" از قاف...

مهرو

رمان:نفس در آغوش يك مافياpart۱۹# #🖋️پيش نويس: من عاشق رييسم ...

رهایم کن پارت1

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط