{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریوی تو ذهنم :

سناریوی تو ذهنم :
ا/ت یه لباس دامن کوتاه پوشیده و عجله داره ، یهویی در آسانسور باز میشه اینا رو میبینه پشماش میریزه...
به خاطر ترسش تصمیم میگیره نره توی آسانسور ، کی یهویی ایزانا میاد از پشت سر هلش میده میگه برو جلو دیگه...
بعدشم...
دیدگاه ها (۳)

اوخوداااااانی‌نیییییییینی‌نی خیلی خوشگلههههه😭😭😭🎀🎀🎀یکی بیاد ی...

من واقعا عاشقش شدم 🕷😍

عنکبوتو میخوام_*فوتبالیا میدونن منظورم چیه*

یه ک.صشر جدید_

سناریو درخواستی از شما بلوبریا

سلامممم بلاخره یکی از درخواستی ها رو نوشتممممموانشات ران های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط