سنجورو: داداش چی شد اینجوری
سنجورو: داداش چی شد اینجوری
شدییی😭😭؟!
رنگوکو: والا یه توپ بسکتبالی بود که...
(در این زمان آکازا با چتر در حال برسی است🌚👍)
سنجورو آکازا رو میبینه و...
سنجورو: تو...😡💢
آکازا با تمام قوا فرار میکنه و با عجله و بدون در زدن در عمارت موزان رو باز میکنه
موزان: چه مرگته؟!
دوما: آکازا دونو؟
آکازا: جارو!...بچه!...هاشیرا!!
موزان و دوما: ؟؟
ناگهان در حالی که آکازا حرفاش هنوز تموم نشده در با شتاب باز میشه و سنجورو با عصبانیت وارد میشه
سنجورو: توپ بسکتبال احمق!
اون حتی فرصت فکر کردن هم به آکازا نمیده و پخپخش میکنه🗿👍
و بله! اینطوری شد که نسل شیاطین منقرض شدن😊
پایان😌
شدییی😭😭؟!
رنگوکو: والا یه توپ بسکتبالی بود که...
(در این زمان آکازا با چتر در حال برسی است🌚👍)
سنجورو آکازا رو میبینه و...
سنجورو: تو...😡💢
آکازا با تمام قوا فرار میکنه و با عجله و بدون در زدن در عمارت موزان رو باز میکنه
موزان: چه مرگته؟!
دوما: آکازا دونو؟
آکازا: جارو!...بچه!...هاشیرا!!
موزان و دوما: ؟؟
ناگهان در حالی که آکازا حرفاش هنوز تموم نشده در با شتاب باز میشه و سنجورو با عصبانیت وارد میشه
سنجورو: توپ بسکتبال احمق!
اون حتی فرصت فکر کردن هم به آکازا نمیده و پخپخش میکنه🗿👍
و بله! اینطوری شد که نسل شیاطین منقرض شدن😊
پایان😌
- ۲۰۲
- ۳۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط